گروه گرگاش و بررسی منازعه سرحدی بندری

از آنجائیکه بستر تاریخی رفتارهای اجتماعی در طی گذشت سالیان از یاد و خاطره جامعه پاک می شوند، پرداخت به این دسته موضوعات صرفا به منظور تنویرافکار عمومی صورت می پذیرد.در همین زمینه دکتر منصور جلالی در کتاب بندرعباس در گستره تاریخ وزبان شرح مبسوطی از این حکایت را به نگارش در آمده است.

{اوائل  دور اقتدار پهلوی چون  تصمیم  به گسترش  قدرت دولت مرکزی و ایجاد امنیت در تمام  نقاط و  ولایات کشور  گرفته شد  بندر عباس  بعلت گرمای زیاد و بدی  آب و هوا  و  وضعیت زندگی و نیز  دوری  زیاد  از مرکز کشور بصورت یکی از تبعید گاهای کشور  در آمد وخلافکاران،گردنکشان و لوطیهای  شهرهای  بزرگ بخصوص تهران  را به  بندر عباس تبعید می کردند که اگر چه   ظاهرا تحت نظر و مراقبت شهربانی(نظمیه)بودند ولی عملا از آزادی عمل زیادی برخوردار بودند بطوریکه بکرات موجبات مزاحمت اهالی بخصوص کسبه و نوجوانان و نوامیس مردم را فرهم می آوردند.در حوالی سالهای آخر سلطنت پهلوی اول گروهی از جوانان  غیرتمند بندر عباس با کمک  هم تشکیلاتی بوجود  آورد  که  هدف آنها  دفاع از جان و ناموس همشهریان و ایجاد امنیت و با دور نگه داشتن تبعیدیها وبه گویشImage and video hosting by TinyPic  بندری(گروه تعبیدی)از محلات اصلی شهر بود،نام این تشکیلات  سپس به (حزب گرگاش)به معنی رزمنده،ستیزه جو و... موسوم گردید و آنطورکه که معمرین و بزرگان همشهری تعریف می کنند  امنیت قابل تحسینی برای مردم پدید آوردند بطوریکه حتی  (مرحوم طبیب  حاج رضائی)لوطی مشهور  (منطقه بازار و سبزه میدان  تهران) که  مدتی با  تعدادی از نوچه هایش در  بندر عباس تبعید بود در  ماجرای  ناموسی از جوانان  عضو این گروه جوانمردان چنان کتکی خورد که وقتی با وساطت رئیس  شهربانی  وقت  نجات یافت  تا  مدتی  در  تنها  بیمارستان شهر بستری شد تا بهبودی یافت و خود مرحوم طبیب همیشه به به دوستان خود گفته  بود :  من  تنها جائی که تیغم نبرید در بندر عباس بود و تا آخر عمر  نیز  برای  کسانیکه  از  بندر عباس  در تهران به او مراجعه میکردند احترام خاصی قائل بود و تمام قدرت و امکانات خود را برای حل مشکلات آنان به کار می برد.گروه جوانان <گرگاش>تا چندین سال پس از شهریور1320  هجری شمسی نیز فعال بود  و در  حوالی سالهای 1325تا1327  شمسی بتدریج از فعالیت خود کاست وسرانجام متوقف شد.}

اعضای گروه گرگاش:1-محمدعلوی(دبیر حزب)2-محمدیوسف علوی3-جلال جلالی4-احمد مولوی5-ابراهیم جلالی6-یوسف رفیعی7-محمد جلالی

Image and video hosting by TinyPic

در نهایت ذکر این نکته ضروری است که ریشه اتحاد فی البداهه بندری ها در مواجهه با مهاجرین نشات گرفته از تفکر دفاع جمعی در مقابل اراذلی بوده که معمولا قوی بنیه و قلدور بوده اند.با گذر زمان و تغیرشرایط اجتماعی و ورود فرهنگیانی که خدماتی شایان به این استان نموده اند اساس قضیه شکل گیری بخود گرفته است.اما نکته جالب تر اینکه یکی از اعضاءگروه که در کتاب فوق نامی از ایشان برده شده آقای هلاکو نیک خواه معلم باز نشسته بندر عباسی است که هم اکنون در قید حیات  و درروستای ( بلندو ) از توابع بندر عباس اقامت دارند. 

/ 10 نظر / 58 بازدید
سیخور

باک اتنبو که سیخور پشتتن

چوک سورو

با سلام و ارزوی موفقیت ، گرگاش دیگری باید شکل داد اما نه برای مقابله با سرحدی بلکه ، با انانی که 30 است که هرمزگان غارت ویران می کنند و هر صدای اعتراضی با گلوله پاسخ می دهند . هزاران نفر از انسانهای زحمتکشی که از سراسر ایران برای کسب لقمه نانی به این استان انده اند و در گرما و بی ابی و بی برقی این استان با ما شریک هستند بخشی از نیروی گرگاش اینده ما می توانند باشند . اطلاعات جالبی بود ، موفق بشی

عبدالله سعیدیان

با درود وسباس. از خواندن این مطلب که خاطره دوران همبستگی و همدلی جوانان ان دوره شیرین شهر عریزمان بندر را برایمان یاد اور میشود هم خوشحال میشوم و هم گریان. ارزوی سلامت و طول عمر به هلاکوی عزیز را از خدای خوبان دارم. در ضمن تا انجاییکه من شنیده ام اقای محمد جلالی بقول هم محلی های در انزمان معروف بودند به گاوز یا بقول سرحدی ها و فارسی زبانان زنبور چون هنگام نزاع و دعوا خیلی سمج و گزنده بودند.یاد همگی شان گرامی باد

عبدالله سعیدیان

ماه لی لی

درود..دست مریزاد بر پا ودر راه مانا باشید.

چوک سورو

ارموس در بلاگ سورو لینک گردید موفق بشی

حسین

با درود.شروع خیلی خوبین.موفق بشید

چوک خاجتا

سلام و نخسته دست رو نکته خوبی ادنهادن ، فقط اضافه بکن حتی معلمو درسی هم ازسرحدیو اوباش تشکیل بوده نمونش علی اصغر وفا

محمدمسعودمند

باسلام وخسته نباشید،شماکه این مطالب را میدانیدومیدانیدکه دیگربندرعباس محل تبعیدگاه آنهم مثل سابق نیست ومیدانید که ایران هرکجایش که ایرانی باشد باهم برای اعتلای آنجامیکوشندوباهم برادرندوطبق رسالات هم سکونت دریک محل بیش از شش ماه وطن شخص محسوب میشود،چرااین را درفرهنگ جدیدبندرجا نمی اندازید که هنوزبعداز27سال زحمات وگرماخوردن بایستی بما بگویند: سرحدی !!! این چه کوشش فرهنگی سنگینی میخواهد که شمابدیگران بفهمانیدمنهم هم شهری اوهستم واینجا خانه من است چه بخواهد وچه نخواهد،؟مگرنه اینکه بندری تاچندسال پیش فقط بدریا متکی بود؟ وحالا دوپالایشگاه دارد چندین بندرداردوفولادداردوکارخانه آلومینیوم .......وچنددانشگاه و........؟ اینک دیگر جای این حرفها نیست بایستی دراعتلای بندردست بدست هم داد وشهری زیباودوست داشتنی ساخت. نه توبندری هستی ونه من سرحدی ، من و تو باهم برادریم وهم وطن ایران ما مال همه ی ماست ،هم مال تو وهم مال من.مابوجودهمه بندریهائی که رشدمیکنند افتخارمیکنیم ،چون من هم همشهری توهستم.چه بخواهی وچه نخواهی ،این تفکر کهنه رابایستی دورریخت دیگروقت این حرفهانیست همه برای بلعیدن کشورمادندان تیز کرده اند من وتو با